۱۰ اسفند ۱۳۹۵ ساعت ۱۶:۴۴
نگاهی بر فیلم "جشن تولد"

فیلم اولی قابل تحسین

در این فیلم حرم حضرت زینب(س) پناهگاهی معرفی شده که هم ایرانی ها و هم سوریها باید برای نجات جان خود به آن برسند که بسیار جالب و نمادین است.

عباس لاجوردی مستند سازی است که تاکنون مستندهایی همچون ایران هراسی، کدام آزادی، شمرهای زمان، در جست و جوی حقیقت و…. را کارگردانی کرده و به شدت ملزم است تا در راه تبیین الگوی اسلامی ایرانی قدم بردارد. حالا با اولین فیلم بلند داستانی او مواجهیم که مطمئنا در مقام یک فیلم اولی انتظار اشکالات کمی از او نداریم.
فیلم از همان ابتدا توجه بیننده را جلب می‌کند و تیتراژ با عکسی ماهواره ای از کره زمین شروع می‌شود که به آهستگی روی آن عکس زوم می‌شود تا به سوریه و شهر دمشق برسد و در همین زوم شدن آهسته اسامی می‌روند که در آنها نه در بازیگر و نه در سایر عوامل به غیر از یکی دو تا نام معروف دیگری نمی‌بینیم و از همین جا معلوم می‌شود که فیلم با چه سختی‌هایی مواجه بوده که بخشی از آن توسط کارگردان نیز گفته شده چه از لحاظ بودجه و چه از دیگر جهات چه تحریم‌هایی داشته است.
فیلم در ژانر مقاومت و دفاع مقدس ساخته شده و حتی موسیقی فیلم متناسب با این نوع ژانر و فیلم بوده و کاملا عربی است. مهم اینجاست که در هماهنگی با فیلم دقیق و به جاست.
از ابتدا نمایی آباد از شهر دمشق نشان داده می‌شود اما در ادامه ما اشکالات فراوانی را در شیوه فیلمبرداری و قاب بندی سکانسها می بینیم و تکان دوربین که بسیار اذیت می‌کند اما در جاهایی نیز تکان دوربین گرفته می‌شود و آن مکانهای ثابت مثل خانه است. در عکسهای پشت صحنه که توجه می کردم می‌دیدم که حتی در گرفتن صحنه‌های در حال حرکت فیلمبردار پایه دوربین ندارد و این هم به کمبودی های فیلم و کم شدن کیفیت اضافه می‌کند. البته در نماهایی که از بالا شهر دمشق را نشان داده چه در زمان آرامش و چه در زمان حمله داعش که آرامش گرفته می شود و شهر تخریب می‌گردد و جلوه‌های ویژه‌ای که در بمباران به کار رفته بسیار زیبا و قابل تحسین است مخصوصا آنجایی که در شب خمپاره به گلدسته برخورد می‌کند و فرو می‌ریزد.
فیلم بیشتر یا بهتر بگویم کاملا زیرنویس است واز لحاظ دیالوگها باید بگویم که خیلی فیلمنامه ضعیف بوده ، در برخی جاها دیالوگها تکراری است، مثلا: ((می خواهم این سگ رو بکشم، اجازه بده بکشم …)) یا جاهایی که باید حرفی از جانب کاراکترها بیان می‌شد تا بر مخاطب تاثیر بگذارد بیان نشده که البته این اشکال را هم کارگردان توجیه کرده و گفته یا در ترجمه حذف شده یا به دلیل شعارزدگی و حساسیت مسئولین فرهنگی سوریه حذف گردیده است. البته این سانسورها موجب شده تا ایراداتی اساسی به فیلم وارد شود چون به تفکر و آرمانها چه در داعش و چه در جبهه مقاومت اشاره ای نشده که حداقل دلیل اینکه چرا باید ما به سوریه که محور مقاومت است کمک کنیم بیان شود و مخاطب قبول کند، اگر بر تعداد کمی هم این مفهوم تاثیر بگذارد مقطعی خواهد بود. اصلا به ارزشها و عقیده مقاومت و داعش اشاره نگردیده که شاید بزرگترین نقدی که می‌توان به فیلم داشت همین است. شاید از لحاظ انسان دوستانه بتوان گفت بر مخاطب تاثیر بگذارد ولی اینکه اعتقاد داعش را مطرح کند که فاسد بودنشان را نشان دهد اشاره دقیق نشده است. الآن داعش یک جریان است و از لحاظ تفکراتی توانسته است نیرو جذب کند.
حال در وسط فیلم حضور دو ایرانی مطرح می‌شود که یکی از ضعفهای فیلمنامه نیز اینجا مشخص می‌گردد. دو ایرانی آنطور که در فیلم می‌گویند برای زیارت آمده اند و خانواده‌شان را گم کرده اند اما با توجه به اینکه خانواده سوری نماد سوریه درفیلم مطرح می‌گردند و آن دو ایرانی نماد ایران حداقل باید آن دو به عنوان دو رزمنده مدافع حرم معرفی می‌شدند تا دو ایرانی مسافر.
شاید کارگردان خواسته تا شرایط هر دو را یکسان معرفی کند.
البته نباید از برخی جنبه های مثبت فیلم نیز گذشت، فیلم اشاره خوبی به بی رحمی داعش حتی به کودکان و حتی به پیران کرده و حتی ادیان مختلف مانند مسیحیت که در فیلم مستقیما اشاره می‌کند و همین طور آن دیالوگی است که بین یکی از آن دو ایرانی یعنی مهدی و پسر خانواده سوری یعنی رشاد صورت گرفت که رشاد از مهدی می‌پرسد چرا این سگ یعنی داعشی که اسیر کرده‌اند را نکشیم؟ مهدی جواب می دهد: این اسیر است و رفتار با اسیر آدابی دارد. در جاهایی نیز جنگ سوریه را با هشت سال دفاع مقدس شبیه کرده و آن درگیر شدن تمامی مردم در جنگ از کوچک تا بزرگ است و همین طور اینکه جنگ یک شبه بچه را مرد می‌کند.
در این فیلم حرم حضرت زینب(س) پناهگاهی معرفی شده که هم ایرانی ها و هم سوریها باید برای نجات جان خود به آن برسند که بسیار جالب و نمادین است. از دیگرنکات مثبت فیلم می‌توان به موسیقی دل‌انگیز و متناسب با فضای فیلم و همین طور آهنگ فارسی عربی تیتراژ پایانی است.
با همه این توصیفات و با توجه به محدودیتی که داستان داشته و دست کارگردان بسته بوده، به نظر بنده خود فیلم بد در نیامده اما باید توجه کنیم که اگر چنین آثاری با دست باز و اشکالات کمتر ساخته شود خروجی چه خواهد بود. با این حال خود کارگردان ظرفیت پذیرش این انتقادات را داشته و همه آنها را به محدود بودن متصل کرده است.

جشن تولد

دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

*