۱۰ اسفند ۱۳۹۵ ساعت ۱۶:۳۰
نقدی بر فیلم "رگ خواب"

نتیجه گیری اخلاقی به سبک هالیوود

فیلم “رگ خواب” سعی دارد فیلمی آموزنده باشد و هشداری باشد نسبت به برخی آسیب های موجود در جامعه، اما این مسئله جای بحث دارد که آیا این قبیل فیلم ها می توانند آموزندگی و تاثیر گذاری مد نظر را داشته باشند یا خیر.

فیلم “رگ خواب” طبق گفته ی نویسنده ی آن روایت یک داستان عاشقانه ای است که این نوع از عشق را روانشناسان و کارشناسان، مخرب می دانند و با آن مخالف اند اما در فضای هنر، مردم بسیار آن را دوست دارند. فیلم پیرامون دختری است که به تازگی از همسر خود طلاق گرفته و در دوران افسردگی پس از طلاق به سر می برد. افسرده است و هنوز خودش را پیدا نکرده. در این میان به دنبال کار می می گردد. بالاخره در یک رستوران مشغول به کار می شود و مسئول رستوران متوجه طلاق و همچنین آشفتگی و حواس پرتی او می شود. در نتیجه به فکر سوء استفاده از او می افتد. به او ابراز علاقه کرده، برای او خانه ای فراهم می کند و … . دختر ساده لوح نیز به او علاقه مند می شود و او را همچون فرشته ی نجاتی می یابد که گویی قرار است از تمامی غم های زندگی او را برهاند و به همه ی آرزوهایش برساند.
فیلم ” رگ خواب ” سعی دارد فیلمی آموزنده باشد و هشداری باشد نسبت به برخی آسیب های موجود در جامعه، اما این مسئله جای بحث دارد که آیا این قبیل فیلم ها می توانند آموزندگی و تاثیر گذاری مد نظر را داشته باشند یا خیر. دو نکته در این جا بسیار حائز اهمیت است. نکته ی اول آن است که این رویه که بیاییم و انواع مسائل غلط و مخرب را روی پرده ی سینما به تصویر بکشیم و سپس تصور کنیم که اگر در انتهای فیلم یک سکانس نتیجه گیری اخلاقی و پشیمانی و توبه اضافه کردیم همه چیز حل می شود و فیلمی آموزنده ساخته ایم یک بار در دهه ی ۱۹۲۰ و ۱۹۳۰ در سینمای آمریکا تجربه شده است. زمانی که سینمای هالیوود به اوج ابتذال رسیده بود و اعتراض مردم، کلیسا و مسئولین ایالت ها را به همراه داشت. ابتذال سینمای آمریکا با ورود تلویزیون به خانه های مردم شدت گرفت. چرا که سینما احساس می کرد رقیبی جدی پیدا کرده و دلیلی ندارد وقتی مردم می توانند در خانه بنشینند و فیلم تماشا کنند بلیط تهیه کنند و به سینما بیایند. در نتیجه فیلمسازان به فکر افتادند تا با پرداختن به مسائل قبیح و ممنوعه برای خود مخاطب و مشتری بیشتری دست و پا کند. این روند در سینمای آمریکا اعتراضات زیادی را برانگیخت تا این که ویل ایچ هیس مامور شد تا مدیریت این موضوع را بر عهده بگیرد و نگذارد سینمای آمریکا به سمت ابتذال کشیده شود. اما اتفاقی که افتاد این بود که فیلمسازان و مدیران استودیوهای فیلمسازی ویل ایچ هیس را دور زدند.  به او گفتند از این پس ما تمامی مصادیق ابتذال و انحراف را در فیلم هایمان نشان می دهیم اما در انتهای فیلم نتیجه گیری می کنیم که این مسائل نادرست است و یک سکانس پشیمانی یا مجازات برای افارد منحرف در فیلم اضافه می کنیم. این اتفاق منجر به آن شد که موج فیلم های مبتذلی که در پایان آن توبه و پشیمانی اتفاق می افتاد در سینمای آمریکا شروع شد و فیلمسازان به این بهانه توانستند حتی بیش از گذشته کثیف ترین مسائل را روی پرده سینما بیاورند. این ساده انگاری که می توان با یک پایان بندی کوتاه و ساده تاثیر تمام فیلم را از بین برد، تصور خطرناکی است که یک بار تجربه شده است. اگر این گونه باشد می توان هر موضوع بدآموزی را روی پرده ی سینما آورد و ساعت ها به آن پرداخت و به آن رنگ و لعاب داد و فقط در عرض چند دقیقه در انتهای فیلم به پشیمانی و توبه پرداخت. آیا تاثیر ساعت ها پرداخت پر طمطراق بیشتر است یا چند دقیقه نتیجه گیری؟
نکته دوم این که مهم تر از نشان دادن عشق های غلط و عاقبت شوم آن ها، آیا نباید نوع درست رابطه ی عاشقانه را در چهارچوب خانواده نشان دهیم؟ آیا قرار است همیشه مسیر غلط نمایش داده شود و بدبختی های آن؟ آیا تصور می کنیم که با این روند به نتیجه خواهیم رسید؟ نکته ی اساسی این جاست که مهم تر از هشدار نسبت به مسیر غلط، نشان دادن مسیر درست است. این مسئله است که جای آن در سینمای امروز خالی است و به خصوص در موضوع مهم خانواده موجب شده که نه تنها از ظرفیت هنر برای تحکیم خانواده استفاده نمی کنیم بلکه به عکس در جهت فروپاشی خانواده عمل می کنیم. عشق که برای شکل گیری و استحکام خانواده است، تقریباً در تمامی آثار هنری خارج از حریم خانواده به تصویر کشیده می شود و با این روند فروپاشی خانواده زیبا جلوه داده می شود. در این شرایط مهم ترین نیاز سینمای ایران به تصویر کشیدن نوع صحیح روابط عاشقانه است. اگر مسیر درست روابط عاشقانه و تشکیل خانواده مدام به تصویر کشیده شود دیگر حتی نیازی به نشان دادن آسیب های مسیر غلط وجود نخواهد داشت. مسیر درست همانند غذای لذیذی است که همه را به سمت خود می کشاند. اگر این غذای لذیذ در دسترس باشد دیگر کسی در سطل زباله نیاز خود را جستجو نخواهد کرد.

رگ خواب

دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

*