سید احسان طالقانی


نقدی بر فیلم "آبنبات چوبی"

آبنبات فرحبخش، چوبی از کار در آمد! روایت تکراری خیانت و سردرگمی در یک ملودرام اجتماعی با محور خانواده

آبنبات چوبی تنها و تنها جایگاهش در سینمایی موسوم به سینمای خصوصی است. آنقدر تکراری است که حتی مخاطبینی که زمانی به فیلم های عامه پسند و این چنینی دل می بستند، با خاطری مکدر سالن سینما را ترک می کنند و از خود می پرسند تا به کی باید برایمان از این داستان ها تعریف کنند؟

یادداشتی بر فیلم "بادیگارد"

بازگشت حاج کاظمی دیگر در قامت حیدر؛ یادداشتی بر اثر شایسته و جسورانه بادیگارد

بادیگارد اثر جسورانه و قابل احترام حاتمی کیا این بار حاج کاظمی دیگر را به تصویر می کشد. تصویری در قامت حاج حیدر که محافظ است نه بادیگارد! این فیلم در عین پایبندی به تمام قواعد ژانر خود لحظه هایی ناب از معنویت و سینمای دینی را نیز در خود جای داده است.

نقدی بر فیلم "نیمه شب اتفاق افتاد"

نیمه شب اتفاق افتاد ؛ عشقی نامتعارف در قالب یک ملودرام

«نیمه شب اتفاق افتاد» یک ملودرام عاشقانه از عشقی نام متعارف است. داستان یک مرد جوان و یک زن میانسال که به هم دل بسته اند و این دلبستگی مورد سرزنش همگان است تا به آن جا که شیرینی این شیدایی به تلخی می انجامد.

نقدی بر فیلم "مالاریا"

مالاریا؛ فیلمی که تکلیفش با خودش و مخاطبش معلوم نیست

مالاریا در نشان دادن نقش جوانان در جامعه و بازنمایی آن در فیلم عاجز و ناتوان است و حرفی برای گفتن ندارد. مالاریا چه می خواهد بگوید؟ این مهم ترین سوالی است که مخاطب پس از تماشای فیلم برایش به وجود می آید.