سارا مومنی


نقدی بر فیلم "عصر یخبندان"

خارپشت های بی خاصیت عصریخبندان

فیلم در بخش ارائه وبازنمایی مشکل و مسئله موفق عمل کرده است، اما در بخش راهکار و راه حل، مفاهیم خوبی برای مخاطب خلق نکرده است. راهکار رفع خیانت و فساد در فرهنگ و اقتصاد، انجام قتل و فراموشی نیست، یکی از راهکارها بازگشت به خانواده است. در فیلم یک خانواده ناموفق بازنمایی می شود، و یک خانواده که در تلاش است، تشکیل بشود و زندگی کند، از بین می رود.

نقدی بر فیلم "نزدیکتر"

مبهم تر

ابهام در داستان، زمانی جذابیت دارد و مخاطب را تا انتهای داستان می کشاند که به خوبی و با دلایل منطقی گره گشایی شود؛ پرداخت سطحی و بدون منطق به مسائل در فیلم، مخاطب را به این فکر می کشاند که فیلم چیزی برای گفتن ندارد و تنها نمایش سایه ای از مشکلات امروزی خانواده در سطوح اجتماعی و فردی است.

نقدی بر فیلم "مرگ ماهی"

پایان باز یا جایی میان زمین و آسمان؟!

دخترها و پسرهای مادری که با مرگ مادر یکی یکی به خانه وی آمده و به خاطر وصیت عجیب مادر، سه روز، در یک فضای سرد دور هم جمع می شوند. کارگردان خیلی بر معلق ماندن رمزهای موجود در فیلم اصرار دارد؛ به طوری که در طول فیلم، بارها به این مسئله اشاره می شود که این وصیت برای جمع کردن خانواده دور هم نبوده است و هیچ دلیل دیگری هم ارائه نمی شود.

یادداشتی بر فیلم "جامه دران"

چرا فقر؟ چرا مادری؟

فضای خانوادگی تصویرسازی شده در گذشته، به نوعی نمایش خانواده ی اروپایی است و نه خانواده ایرانی. نوع روابط میان عروس و پدر عروس، عروس و داماد، زنان و مردان، تنها سایه ای از سبک زندگی خانواده غربی در دوران انقلاب صنعتی را به نمایش می کشد، نه سبک زندگی خانواده ایرانی در حدود۳-۵ سال قبل از انقلاب.

نگاهی بر فیلم "ماهی سیاه کوچولو"

کمی دیالوگ بیشتر لطفاً!

نام فیلم یادآور کتابی ست به همین نام از صمد بهرنگی، که داستان ماهی سیاه کوچولویی است که با جسارت محل زندگی خود را ترک کرده و به دریا می رود و با اتفاقات جدیدی مواجه می شود؛ اما روایت فیلم متفاوت از داستان این کتاب بوده و اگرچه در برخی دیالوگ ها یادآور همین کتاب است؛ امابا آن ارتباطی ندارد.

یادداشتی بر فیلم "تا آمدن احمد"

دقیقا تا نیامدن احمد!

فیلم از آن جهت قابل تحسین است که به فضای دوران دفاع مقدس، نه در نقاط مرزی کشور، بلکه در یک منطقه شهری (خارک) پرداخته است؛ از این جهت فیلم در انتخاب مکان داستان، با محوریت موضوع دفاع مقدس نوآوری داشته است. البته بخش جلوه های ویژه فیلم نمره ضعیفی در کیفیت و تصویرسازی جذاب و درست می گیرد.

یادداشتی بر فیلم "احتمال باران اسیدی"

تنهایی با طعم تریاک!

وابستگی افراد جامعه بدون هیچ نوع رابطه ی دوستی، فامیلی، آشنایی به هم (به خصوص وابستگی دختر جوان به منوچهر)، نمایش یک وابستگی فانتزی و غیرواقعی است. نمایش خرید و آشپزی دختر جوان و پیرمرد فیلم در آشپزخانه هتل، تقلید از یک ایده در فیلم های غربی است که بتواند پیوند و ارتباط شخصیت ها را به گونه ای محکم کند. در حالیکه رابطه ی همین دختر جوان از مادربزرگ خود که او هم پیر است، با مفاهیم دروغ، ابهام و فاصله بازنمایی می شود.

یادداشتی بر فیلم "خداحافظی طولانی"

این خداحافظی خیلی هم طولانی نبود!

فیلم سینمایی به عنوان یکی از انواع تولیدات رسانه ای رسالت بازنمایی حقیقت و واقعیت را دارد و به جهت تاثیرگذاری قوی بر مخاطب (تصویری بودن این رسانه) این رسالت اگر در جهت دیگری ارائه شود، خطرناک جلوه می کند. فیلم یحیی را به گونه ای بازنمایی می کند که مخاطب را با وی همراه کند و جمعیتی که در مقابل یحیی هستند، از دید مخاطب طرد شوند، این کاملا خلاف آن چیزی است که در زندگی واقعی و در جامعه اتفاق می افتد.